• امروز : شنبه - ۱۶ فروردین - ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 5 April - 2025
4

دکتر نیکخواه بهرامی، چهره‌ تابناک طارم

  • کد خبر : 729
  • 07 مهر 1402 - 22:41
دکتر نیکخواه بهرامی، چهره‌ تابناک طارم
دکتر «منصور نیکخواه بهرامی»، استاد ممتاز دانشگاه و چهره ماندگار مهندسی مکانیک کشور از جمله فرزندان برجسته و صاحب‌نام «طارم» است که هماره چون اختری تابناک در آسمان ایران‌زمین می‌درخشد. این چهره برجسته علمی ایران در سال ۱۳۱۸ در روستای «شیزر» بخش طارم‌سفلی قزوین به دنیا آمده‌ است.

دکتر نیکخواه بهرامی، چهره‌ تابناک طارم

دکتر «منصور نیکخواه بهرامی»، استاد ممتاز دانشگاه و چهره ماندگار مهندسی مکانیک کشور از جمله فرزندان برجسته و صاحب‌نام «طارم» است که هماره چون اختری تابناک در آسمان ایران‌زمین می‌درخشد. این چهره برجسته علمی ایران در سال ۱۳۱۸ در روستای «شیزر» بخش طارم‌سفلی قزوین به دنیا آمده‌ است.

او با پایان دوره دبیرستان دیپلم، در سال ۱۳۳۸ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته و پس از اخذ دکتری مکانیک مهندسی به ایران باز می‌گردد و مشغول تدریس در دانشکده فنی دانشگاه تهران می‌شود. دکتر نیکخواه بهرامی در سال ۸۵، به‌عنوان چهره ماندگار رشته مهندسی مکانیک کشور انتخاب شده و همچنین برای نگارش کتاب «تئوری ارتعاشات و کاربرد آن در مهندسی» برگزیده هفتمین دوره کتاب سال ایران شده است.
این چهره ماندگار،‌ علاوه بر آموزش دروس مختلف مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران و بسیاری از دانشگاه‌های مهم ایران، تحقیقات خود را در قالب کتاب و مقالات معتبر بین‌المللی به چاپ رسانده است. تالیف هشت کتاب در مباحث برنامه‌نویسی، محاسبات عددی، دینامیک و ارتعاشات و حدود ۵۰ مقاله در کنفرانس‌های علمی و مجلات معتبر بین‌المللی، بخشی از کارنامه علمی او است.
دکتر نیکخواه‌بهرامی در باره دوران تحصیل خود می‌گوید: «دوران دانش‌آموزی من از دبستان «جلوه» در خیابان اسکندری تهران شروع شد. شهر آب لوله‌کشی نداشت و چراغ برق هم کمتر دیده می‌شد. من که متولد قریه شیزر بخش طارم‌سفلی قزوین بودم و تا شش سالگی درآنجا بزرگ شده بودم، وضعیت شهر چندان برایم عجیب نبود. اتومبیل کم و اتوبوس تازه متداول شده بود.
ما دانش‌آموزان در منزل و مدرسه با چراغ نفتی و آب‌انبار سروکار داشتیم و پیاده رفت‌وآمد می‌کردیم و اینگونه دوران ابتدایی را به‌اتمام رساندم. در آن زمان تعداد دبیرستان‌ها کم بود. اولین دبیرستان غیرانتفاعی به‌نام «هدف» در خیابان فردوسی تاسیس شد. اساتید مدرسه هم کسانی بودند که کتاب‌های درسی را نوشته بودند. بچه‌های رجال، تیمسارها و ارتشی‌ها، سفرا و کسانی که وضع مالی آن‌ها خوب بود، به این مدرسه می‌آمدند.
پدر من از مالکین طارم‌سفلی بود. من نُه ماه تهران درس می‌خواندم، سه ماه به روستا می‌رفتم. در سال ۱۳۳۷ که دبیرستان را تمام کردم تصمیم گرفتم که برای ادامه تحصیل به آمریکا بروم. آن‌موقع، یک دانشگاه تهران بود و یکی هم دانشگاه ملی یا دانشگاه شهید بهشتی امروزی، که تازه باز شده بود. مثل الان نبود که با یک گوشی همراه به همه جای دنیا دسترسی داشته باشید. اطلاعات به سختی ردوبدل می‌شد. در خانواده ما کسی نمی‌دانست آمریکا کجاست. این‌ها فقط طارم و دهات را می‌شناختند. بنابراین پدرم مخالف بود؛ می‌گفت روستای ما بی‌سرپرست است؛ باید اینجا بمانی. عمویی داشتم که بر خلاف میل خیلی از افراد فامیل، درس خوانده بود و دندانپزشک شده بود؛ دکتر محسن نیکخواه که مدت‌ها رئیس بهداری زنجان بود، منتها متاسفانه خیلی زود فوت کرد. ایشان چون تنها تحصیلکرده خانواده و حتی آن منطقه بود، گفت که من باید بروم و بدین‌ترتیب پدر من قانع شد که برای تحصیل به آمریکا بروم.»

لینک کوتاه : https://tarom-e-now.ir/?p=729

برچسب ها

نوشته های مشابه