شرکت رضایت خودروی طراوت نوین در مقابل دادگستری و استانداری قزوین و سایر دفاتر مقامهای محلی بار دیگر، توجهها را به سمت شرکتهای سرمایه گذاری جلب کرد که در این وضعیت بد اقتصادی یک روز به نام سرمایه گذاری در ملک و واحدهای تجاری، یک روز به نام ارزهای دیجیتال و بیتکوین، یک روز به نام بورس، و یک روز به نام پیشخرید خودرو ظهور پیدا میکنند و هم خود را به دردسر میاندازند و مسئولان دستاندرکار را! و آخر ماجرا هم جا تر است و بچه نیست و یک نفر در زندان هست و یا متواری و از میلیاردها پول زبان بسته خبری نیست!
«طارم نو» در این گزارش با مصاحبه با اشخاص مختلف اعم از مالباخته، وکیل و افراد صاحبنظر به دنبال چرایی این است که چرا مردم با وجود این که تجربههای مختلف را در جامعه میبینند باز هم در دام این بازی تکراری و دور باطل میافتند.
دنبال مال مفت بودن و دوری از منطق سرمایه گذاری
نوری کارمند یک شرکت بورسی در تاکستان میگوید: من هیچگاه در شرکتهای خودرویی مشارکت نکردم؛ به نظرم شبههی مذهبی داشت. ما مردم همیشه دنبال مال مفت هستیم و همیشه آسیبش
دامن گیرمان میشود؛ ولی خب چه کنیم که توی گوشمان نمیرود که پول درآوردن، زحمت دارد. اگر قرار بود بخوابیم و پول بیاید توی حسابمان الان همه ثروتمند بودیم! در همین قضیهی غفاری، مردم هر چه داشتند اعم از طلا و سرمایه را انتقال میدادند آنجا و حتی کارگرها سر کار نمیرفتند! همه چیز در رکود بود و احساس میکردم شهر، مرده است. وی با تاکید میگوید: حتی در شکلهای رسمیتر و قانونیتر اقتصادی، عقل و منطق مالی حکم میکند با بهرهگیری از نظرات اساتید، سرمایهی خود را در سبدهای مختلف مالی و سرمایه گذاری وارد کرد که اگر اتفاق ناخوشایندی افتاد کل سرمایه و زندگی افراد از بین نرود.
طمع سه سوراخ دارد!
یکی از شعارهایی که مالباختگان شرکتهای خودرویی مطرح میکنند این است: «ما طمع نکردیم، سرمایه گذاری کردیم»! با این وجود، علی یکی از مالباختگان میگوید: ما پولهایمان را از سر طمع و بدون هیچ اطلاعاتی دادیم دست یک شخص تا پول بیشتری گیرمان بیاید؛ غافل از اینکه همهاش کلاهبرداریست. با اینکه نمونههای زیادی دیده بودیم ولی بازم طمع کردیم! الان دیگر، داستان من بدو آهو بدو شده است. این که میگویند طمع سه تا سوراخ دارد درست است؛ بالاخره فرد، سقوط میکند.
اعتماد به حرف اطرافیان
هادی یک مالباخته دیگر نیز میگوید: من یک شاگرد باطریساز هستم. شخصا تمایلی به سرمایه گذاری نداشتم ولی استادکارم که سالها با هم آشنا و دوست هستیم پیشنهاد داد که چنین سیستمی هست و چند سال است که سایر افراد دارند پول میگیرند و زندگیشان تغییر کرده است. من هم بدون مطالعه و تحقیق فقط بر اساس اعتماد به حرف ایشان وارد شدم و هنوز درگیرودار دادگاه و پاسگاه هستیم. زمانی ما وارد شدیم که دیگر خبری از سود سرمایه گذاری نبود.
سرمایهگذاری اقتصادی یک ضرورت زمانه
حاج اصغر رحمانی از فعالان اجتماعی که رویکرد صفحهی اینستاگرامی شخصیاش را در جهت پیگیری مطالبات مالباختگان و گشودن گرهای از کار ایشان تغییر داده است میگوید: باید کمی عمیقتر به علت حضور و مشارکت مردم در چنین سرمایه گذاری پرداخت؛ ریشهی اصلی چنین جریاناتی ناشی از وضعیت اقتصادی نابسامان کشور است که موجب شده تا افراد جامعه در عرصه درآمدزایی و سرمایه گذاری دچار سرگردانی شوند و دست به اقداماتی بزنند که موجب از دست رفتن سرمایههایشان شود.
وی ادامه میدهد: بیکاری و وضعیت اقتصادی بد، پدر مردم را درآورده است. در شرایط سخت اقتصادی، مردم برای نجات خودشان دست روی دست نمیگذارند. رحمانی میافزاید: در خصوص تاکستان باید بگویم که راهاندازی صنایعی مانند فولاد که مصرف آب زیادی دارند؛ بیتوجهی به صنایع بومی و وضعیت خشکسالی که بسیاری از باغهای انگور را در معرض نابودی قرار داده است؛ عدم تمایل کارخانههای فعال در شهرستان برای بکارگیری نیروهای بومی؛ و پایین بودن حقوق و دستمزد کارگران موجب شد تا مردم و خانوادهها برای پر کردن خلاء درآمدی و معیشتی خود به سمت شرکتهای پیشخرید خودرویی بروند. وی میگوید: نباید یکطرفه به قاضی برویم؛ آقای غفاری با یک نمایشگاه ماشین شروع کرد و زندگی خیلی از مردم را تغییر داد و بر خلاف ادعاها که وی را متهم به فعالیت پانزی میکنند؛ وی اقدام به راهاندازی واحدهای تولیدی مبتنی بر ظرفیتهای محلی مانند کنسانتره محصولات باغی کرده بود و در حال کمک به اقتصاد شهر بود ولی برخی تنگنظریها صاحبان قدرت و ثروت، وضعیت را پیچیده کرد. به نظر من، غفاری، ضرورت زمانه بود وی حتی موفق شده بود از مسئولان محلی به خاطر ایجاد اشتغالزایی و اقدامات خیریهای، لوح تقدیر دریافت کند. لذا شاهد هستیم متشرعترین و محتاطترین و یا اقتصادیترین افرادی که میشناسم اقدام به سرمایه گذاری نزد وی کردند.
وجود اختلاف طبقاتی
اسدی وکیل دادگستری که وکالت چند پروندهی کلاهبرداری را برعهده دارد میگوید: دلایل مختلفی وجود دارد که افراد به سمت سرمایه گذاری نزد افراد یا موسسات خاص میروند. یکی اختلاف طبقاتی موجود در جامعه است که موجب به هم ریختن امنیت روانی و آرامش در افراد میشود و هر شخص تلاش میکند با ورود به معاملاتی بتواند خیلی زود تغییرات مالی شگفتانگیزی در زندگیاش ایجاد کند. اسدی ادامه میدهد: افراد بدون داشتن علم و دانش تخصصی و حتی بدون بهرهگیری از نظر کارشناسان فنی اقدام به سرمایهگذاری به قیمت فروپاشی اقتصادی خود و خانوادهاش میکند. و این باخت بزرگ و فشار اقتصادی او را وادار میکند دست به دامان دستگاه قضا گردد.
وعده سودهای وسوسه کننده
سید محمد میرکمالی برنامهریز و مشاور خصوصی سرمایه گذاری میگوید: یکی از فاکتورهای مهم در بازارهای مالی، بحثهای روانشناختی و احساسیست. حضور احساسی و هیجانی افراد آنها را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد و فریب سودهای وسوسهکننده میخورند و جیب سایرین را پر میکند. برای نمونه چند سال پیش در بورس کشور، بسیاری از مردم ضررهای سنگین کردند؛
وی ادامه میدهد: تاکید من بر سرمایه گذاری به عنوان یک فرآیند بلندمدت و مستمر است که در آن مدیریت ریسک رعایت شده است. اگر افراد ۱۰-۲۰ درصد درآمد خود را به سرمایه گذاری البته با در نظر گرفتن سبدهای متنوع اختصاص دهند و از دانش تخصصی در آن حوزه برخوردار باشند درصد موفقیتشان بالاتر میرود. وی در پایان برای عموم مردم پیشنهاد میکند کتاب «ثروتمندترین مرد بابل» را مطالعه کنند. این کتاب راههای ثروتاندوزی و خلاص شدن از شر بدهی را به بیان ساده توضیح میدهد.