جاذبههای بکر طبیعی و تاریخی این روستا را باید از نزدیک دید
قُلالو، روستایی در آغوش قلهها
از جادههای کوهستانی که عبور میکنی، گویی به کشف سرزمینی آمدهای که هنوز چهرهی جادههایش پُر از چین و چروکهای محرومیت است. از همان ابتدا که از آزادراه قزوین – رشت، به سمت شهر لوشان پیچیدیم و از دل ِ استان گیلان، خودرو را به سمت دهستان خندان بخش طارم سفلی راندیم، معلوم بود که با منطقهای روبهرو هستیم که حتی در استان قزوین، یک راه درست و حسابی برای ورود به این بخش ندارد؛ پس عجیب نبود که در لوشان، برخی ادارات دولتی طارمسفلی را دیدیم که به جای مرکز بخش، آن جا مستقر بودند. شاید مدیران و کارمندان این ادارات هم دلِ خوشی از محرومیت طارم ندارند، که اگر اینگونه نبود باید عطای لوشان را به لقایش میبخشیدند و راهی سیردان مرکز این بخش میشدند.
مقصد ما روستای «قُلالو» در دهستان خندان است. خندان یکی از چهار دهستان بخش طارم سفلی شهرستان قزوین است؛ دهستانی که با زیر پوشش داشتن ۴۹ روستا، به مرکزیت روستای سیاهپوش، براساس گزارش مرکز آمار ایران در سرشماری سال ۱۳۸۵، دارای جمعیتی حدود هفت هزار و ۸۹۲ نفر شامل دو هزار۱۶۱ خانوار بوده است. با مراجعه به درگاه مرکز آمار ایران، آمار جمعیت این دهستان در سرشماری سال ۱۳۹۵ در دسترس نیست، اما به نظر میرسد این آمار افزایش چندانی در میانه دو نظرسنجی نداشته باشد، گرچه اگر شمار کسانی را که در دو فصل بهار و تابستان به روستاهایشان مراجعه و ساکن میشوند، در آمار ساکنان دهستان خندان محاسبه شود، بهطور قابل توجهی بر آمار جمعیت این دهستان افزوده خواهد شد.
در مسیر کوهستانی و پُر پیچ و خم طارمسفلی، به سمت قلالو، از روستای لُرنشین «اُرکن کُرد» گذشتیم. هر چند دقایقی ایستادیم و با چند بانوی روستایی که از مسیر جاده میگذشتند، گپ وگفتی کردیم، اما متوجه نشدیم در حالی که عمده ساکنان این روستا، لُر زبان و از ایل چگینی هستند، چرا نام روستا «اُرکن کُرد» است؛ گرچه محلیها، خودشان هم این اسم را تلفظ نمیکنند و به روستایشان، «کُلهَر» میگویند!
در ادامه راه، از یک دو راهی گذشتیم که یک سو به سمت سنگان (روستایی که انارش زبانزد عام و خاص است) و دُلچک میرفت و راه دیگر به سمت دهستان چوقور. مسیر ما اما، در همان جادهای بود که انتهایش به دهستان چوقور ختم میشد. جادهای که هر چند تا روستای قُلالو آسفالت بود، ولی عرض باریک و کوهستانی بودن مسیر و نیز گردنهها و پیچ و خمهای فراوان و گاهی حتی نداشتن شانه خاکی، راه را سخت و طاقتفرسا و در برخی مواقع، خطرناک کرده بود.
قلالو، روستایی سرسبز با جاذبههای بکر
گرچه، خانم قربانی عضو تحریریه «طارمنو» که خودش قُلالویی است و رانندگی خودرو را بر عهده داشت، بهدلیل تردد فراوان در این مسیر، آنچنان با زوایای پیدا و پنهان جاده آشنا بود که نگذاشت آب در دلمان تکان بخورد و ما را پس از دو ساعت رانندگی و ۱۲۰ کیلومتر طی مسیر به قلالو رساند؛ روستایی سر سبز در آغوش قلههای سر به فلک کشیده که عبور رودی خروشان از میان آن، فضایی دلنشین و فرحبخش و در عین حال چشمنواز ایجاد کرده است که در بدو ورود به روستا، انگار پا به قطعهای از بهشت خدا در زمین گذاشتهایم. به گونهای که میتوان اذعان کرد قُلالو، یکی از زیباترین روستاهای استان قزوین است.
قُلالو، براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، دارای ۱۵۶ نفر جمعیت شامل ۴۳خانوار بوده است، اما شمار ساکنان در سرشماری سال ۱۳۹۵ این مرکز، ۲۰۳ نفر اعلام شده است. این آمار در دو نیمه سال متفاوت است و به گفته اهالی، در نیمه نخست سال، شمار ساکنان با افزوده شدن قلالوییهای ساکن تهران، قزوین و یا استان گیلان، تا حدود دو برابر جمعیت نیمهدوم سال افزایش مییابد. ساکنان قلالو، مانند بسیاری از روستاهای طارم سفلی، تُرک زبان هستند، گرچه در میان اهالی، اندک بانوانی هم وجود دارند که اصالتا لُر هستند و پس از ازدواج با مردان قلالویی، پا به این روستا گذاشتهاند و هنوز هم گاه گاهی لُری صحبت میکنند.
قلالوییها، عمدتا کشاورز و باغدار هستند و محصولات آنان بیشتر زیتون و انار است، گرچه محصولات دیگری هم در سبد تولیدات باغی آنها دیده میشود. در این میان اما، زنبوداری و تولید عسل هم در سالهای اخیر به مشاغل اهالی این روستا افزوده شده و قلالو را در ردیف نخستین مراکز تولید عسل در استان قرار داده است.
قربانی، رضایی، خانمحمدی و خدا مرادی از جمله اسامی فامیلیهای اهالی این روستاست که البته بخشی از آنها از ساکنان اولیه این روستا نیستند و از دوره ارباب رعیتی و پس از آن، به قلالو مهاجرت کرده و ساکن شدهاند.
ظرفیتی برای تبدیل به روستای هدف گردشگری
بافت قدیمی این روستا که در همسایگی روستاهای مصطفیلو، چربین، پلنگه، بغلدوز، حسین آباد و محمد ده قرار دارد، کمتر دستخوش آسیب جدی شده، هر چند بخشی از بافت پلکانی روستا به تدریج رها شده است. با این همه، عدم ارایه الگوی توسعه متناسب با بافت دیرینه قلالو توسط بنیاد مسکن که متولی تهیه طرح هادی روستایی و مرجع تصويب طرحهاي توسعه و عمران محلي است، سبب تغییراتی در آن شده است، اما روستا همچنان کالبد اصلی خود را حفظ کرده و ظرفیتهای موثر گردشگردی در قلالو، میتواند این روستای سر سبز با جاذبههای منحصر به فرد طبیعی از جمله آبشار، داش ایوانی و رود خروشان آن را، به یکی از روستاهای هدف گردشگری بخش طارمسفلی تبدیل کند.
علاوه بر بافت روستا، وجود حمام سنگی قدیمی، اما رها شده که به گفته اهالی قدمتی بیش از ۱۵۰ سال دارد، مسجدی مربوط به اواخر دوره قاجار با سقفی چوبی، خانههای کاهگلی و پلکانی و همچنین سه درخت زیتون که قدمت آن حدود ۳۰۰ سال برآورد میشود، از آثار قابل توجه و جاذبههای خاص تاریخی این روستای دیرینه است. آثاری که بنا به اعلام یکی از مسوولان میراث فرهنگی استان در فهرست میراث ملی کشور ثبت شدهاند.
شعبانعلی، پیرمرد ۱۰۰ ساله قلالویی که همچنان قبراق و سرحال است و به گفته پسرش روزگاری «تونتاب» حمام بوده و مسئولیت روشن کردن تون (یا گلخن) حمام و گرم کردن آب آن را با استفاده از هیزم به ویژه تنههای درخت بر عهده داشته، به ما میگوید هنگامی که او کودک بوده، حمام روستا با همین ترکیب وجود داشته است و پدرش برای او از کسانی نام برده که در دوران قاجار متولی این حمام بودهاند.
او همچنین از سنتهایی برایمان میگوید که روزگاری در روستا وجود داشته، اما سالهاست که دیگر خبر چندانی از برخی از آنها نیست و فقط خاطرهای برای اهالی از آن سنتها و رسم و رسوم باقی مانده است. با این همه، همچنان شماری از این سنتها بهویژه رسوم مربوط به اعیاد، خواستگاری و ازدواج و… همچنان در روستا متداول بوده و اهالی خود را مقید به انجام آنها میدانند.
در گشت و گذار در روستا، به کوچهای برخوردیم که به اسم «شهناز بی بی» نامگذاری شده بود. کاری زیبا از دهیاری روستا که برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره مامای فقید روستا انجام شده بود. شمار زیادی از اهالی قلالو توسط او به دنیا آمده بودند. این کار زیبا چنانچه در سایر کوچهها و گذرهای روستا که بعضا نام شاعران ایرانی بر آنها گذاشته شده بود، اجرا شود، هم باعث حفظ نام هایی خواهد شد که بخشی از حافظه جمعی مردم روستا هستند و هم جاذبه موثر دیگری را بر جاذبههای گردشگری قلالو خواهد افزود.
البته مرمت حمام تاریخی، بهسازی فضای عمومی روستا و تبدیل یکی از خانههای کاهگلی پلکانی یا قدیمی قلالو به اقامتگاه بومگردی و بهرهگیری از ظرفیت صنایع دستی محلی و غذاها، شیرینیجات و نانهای سنتی آن می تواند شرایط این روستا را دستخوش تغییر کرده و پای گردشگران داخلی و خارجی را به روستایی باز کند که همه شرایط لازم را از جمله جاذبههای بکر طبیعی، برای برخورداری از اقتصاد صنعت گردشگری در اختیار دارد؛ البته مشروط بر آنکه مسئولان محلی و استانی، عزمی برای این مهم داشته باشند.